
امروز هم روز خوبی بود صب که بیدار شدم تونستم باز خودمو بخوابونم و کلی خواب ببینم اینارو البته صب اشاره کردم مجددا :))) عصر هم رفتیم برا درست کردن ماشین که گفت فردا صب متین ۲ساعت داشت لامپامو درست میکرد چقد این پسر بامرامه خوش گذشت.بعدشم رفتیم عمادو دیدیم البته یه ضد حالم خوردم.این پاوربانکی که بنده خدا خالم خریده واسم خیلی داغون فیکه.یعنی گوشی رو یه بارم شارژ نکرد نصفش خالی شد تقریبا آشغاله.بنده خدا کلی هم هزینه میکنه تلاش میکنه ولی تخصص نداره اینجوری میشه...دستش درد نکنه بازم بعد اینکه همه ی او...
ادامه مطلب