امروز اولین روز بدون گوشیم رو تجربه کردم
البته الان با گوشی آنم.ولی فلایت مد و بدون تلگرام و اینستا و توییتر
خیلی عجیب امشب متین زنگ زد به خونه مون که بریم بیرون
رفتیم با متین و عماد و پر بیرون
توی کل راه غمگین بودم ولی خیلی سعی کردم معاشرت کنم و ساکت نباشم و اینا.
تلاش سختی بود خودش
واسه فردا هم گفتن عرفان گفته بریم باغشون و منم اخر گفتم اگه همتون میومدین بگین بریم که فک کنم همه نیان و نرم
امیدوارم نیان
حالم عجیبه
امروز فرصت کردم شاهدخت رو دوباره بخونم
سرشار از تعجب و لطافت و حال عجیبم
عشق چقد عجیبه
کاش مام تو کتابا بودیم
همین...
دست و دلنوشته های ممنوعه...ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 119