چند سالم شده؟ 25؟ نه 26 یه روزی حتی 18 سالگی هم واسم افسانه بود فک میکردم یه آدم 18 ساله چقد بزرگه و چقد دغدغه ها و مسائلش بزرگه و چقد با یه آدم 15 ساله فرق میکنه اما الان توی 26 سالگی هنوز
همونم که بودم با
همون دغدغه ها با همون مشکلات و غصه ها و فکر ها انگار هیچی برای من عوض نشده هیچی هم در من عوض نشده هیچی هم در زندگیم عوض نشده نمیدونم چند روزه که گوشی ندارم فک کنم 3 4 هفته شده باشه یه بار فقط واسه جلسه ی جمعیت دنبالم گشتن و دیگه هیچی آها یه بارم بچه های دانشگاه پیام دادن که باید ارائه بدیم بیا کمک کن هیچ جای دیگه ای از دنیا نه دلی تنگ شد نه جای خالیم حس شد نه بود و نبودم واسه کسی فرقی داشت و فرقی هم نداره کماکان صبا دیر بیدار میشم خیلی دیر یکم کتاب میخونم که سریع حوصله م سر میره(رمان ندارم و انگار این دشمنی با خودم که باعث شده از خونه دلم نخواد بیرون برم رو قرار نیست ترک کنم و خب رمان نمیتونم بخرم و با کتابای دیگه هم تو این شرایط سخت میشه ارتباط برقرار کرد) و بعدش تمام روزا مثل هم یه غمای عجیب عمیقی تو دلم دارم که حتی بلد نیستم تبدیل به کلمه کنمشون توییتر و اینستا هم که ندارم و از همه چی دورم دلم میخواد بنویسم دلم میخواد داستان بنویسم اما میدونم نمیتونم ترجیح میدم املای ننوشته ای باشه که فک کنم اگه میخواستم میشد نه اینکه بنویسم و خوشم نیاد امروز 2بیت نوشتم و سریع پاکش کردم ینی پاره ش کردم از خودم و محصولاتم خوشم نمیاد زیرا این روزا بای د وی دیروز یه شبکه ای داشت آواز قو میذاشت پرستو به بهرام رادان گفت:تو همه چیز منی و من کلی با همین جمله بغض کردم و غمگین شدم و اشک ریختم فک کردم هیچوقت هیچکس بهم نگفته همه چیزشم البته طبیعیه من همه چیز خودمم نیستم حتی :)) از خودمم خوشم نمیاد ولی خب اینکه فک کنی هیچوقت نشنیدیش و نمیشنویش غمناک بود از همین حرفامم بدم میاد برم سریال ببینم که کمتر فک کنم دست و دلنوشته های ممنوعه...
ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 142 تاريخ: چهارشنبه 24 دی 1399 ساعت: 10:16