
همین الان خواهر گرامی عکسی باز کردن و توضیح دادن امروز کیا رفته بودن اسباب کشی بعد جدا از دعوایی که با مامانم کردم که گفت تو چرا نبودی و اصا فک نمیکنه آقا سرما خوردم چرا همیشه و در هر حالتی میخواد تیکه بندازه و هی میگه توکه بیکاری نرفتی چرا و .... پووووف عکسشون رو دیدم دلم خواست حوصله ندارم البته.نمیدونم مثین که دوست عزیزمون و سرکار ب هم باز باهم حضور داشتن حرصی ام که اینو میگم وگرنه به من چه و و و همون آدمی که صب رف خبر نداد دیروزم رف خبر نداد و بعد که گفتم چرا دایورت میکنی گف میخواستم اذیت نشی...
ادامه مطلب