خواب ناخوب

خرید بک لینک
فک میکردم صب که از خواب بیدار بشم لحظات و احساسات تعدیل شده و مثبت تر باشن

تو پرانتز بگم فیسبوک رو هم به گند کشیدم انقد پست منفی گذاشتم و راضی نیستم از اینکار

بعد صب ساعتای ۶ داشتم خواب پ و س رو میدیدم

پ خیلی باهام بد بود.ینی افتضاح بد بود

دقیق یادم نیست چرا ولی یه چیزی تو مایه های اینکه نامزد داشت و فلان

بعد من داشتم گریه میکردم که س هم تو ماجرا دیدم

و فهمیدم کا میدونسته و به من نگفته

انقد گریه کردم که از خواب پریدم

گوشی رو برداشتم اینارو نوشتم توش (کپی می کنم دقیقا):

گریه تو خواب برای پ

س میدونست اما نگفت

چقد بد

خلاصه که این صبح هرچند خیلی منفی نیست اما میتونست از این بهتر باشه

از امروز طرح ارتباط کمتر و منطقی تر با ملت و چس ناله های کمتر رو درپیش میگیرم که اوضاع تینیجری نشه

با سپاس

دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: شنبه 8 آبان 1395 ساعت: 6:29

صفحه بندی