خسته م ینی
سر دردم
چیزه تو کوچه حموم یه پیکانی زد به یه دوچرخه که پسره ۸ ۹ ساله بود
منم رفتم پیشش زنجیر چرخشو درست کردیم و چند قدم باهاش رفتم
میخواستم تا دم خونه علم ببرمش بهش آب بدم
ولی خب دیگه آخرش گف خوبم میرم
منم دستشو یه نگاهی کردم و گفتم بره
تهش برگشت بهم گفت دمت گرم
این دمت گرم رو یه جوری گفت که یه دنیا بود
یه حس نزدیکی داشت با اینکه من هیچکاری نکردم....
جلسه هم بود.محیا اومده بود.چقد دلم براش تنگ شده بود.چقد چقد حرفای خوب و مهمی زد
چقد نیاز بود به تلنگر و چقد مفید و قشنگ حرف زد
کاش هممون حرفا و اندیشه هارو بگیریم و بهتر کار کنیم
بله بعد از ۳۰ نفری که بودیم نصفشون که اصا سلام هم نکردن کلا دایورت
م.ذ یه سلام ریزی تو حرکت کرد . پ.ا همونم نکرد
س.ر هم همچنین
کل انرژی که گرفتم از محیا بود و م.ش که این روزا خیلی خوبه و کمک میکنه.
تهشم ملت همه باهم برگشتن. یعنی هر چندتایی باهم.عرفان نمیدونم با کیا.
پ با م و م و س
علیرضا هم با ب.ص
بعد یهو دیدم که ماشینا رد شدن و رفتن و منم که دس تو جیب دارم کوچه حموم رو طی میکنم
تو خود جلسه هم یه جاهایی حواسم میرفت
۵مصرع کف دستم نوشتم تا بهتر شدم
و باز همون منی مونده بود که دنبال مسکن بود
دنبال حس نکردن تا تموم شدن...
باز خوبه س.ر بعدش زنگ زد بهم
و شبم با م.ش اینترنتی چندتا موضوع رو چک کردیم
دیگه میترسم بگم دختر خوبیه
چون روزگار همین سالی یه بار کنار هم بودن رو هم خراب میکنه
سرم درد میکنه
و دیگه رسما حوصله هیچی ندارم
میخوابم به امید پایان....
دست و دلنوشته های ممنوعه...ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال میکنید
برچسب: دمت گرم وسرت خوش باد,دمت گرم و دلت خوش باد,دمت گرم و,دمت گرم و سرت,دمت گرم ولاسکو,واژه دمت گرم,وبلاگ دمت گرم, نویسنده: بازدید: 130