وجد

خرید بک لینک
امشب برای بار دوم در طول رابطه مون نیومدی سر فوتبال شرط ببندیم باهم

اممم و گفتی حالت خوب نیست

و گفتی که صحبت نکنیم

ینی من داشتم قربون صدقه ت میرفتم و دلیل رو جویا می شدم

تو خیلی بد بهم گفتی که همیشه اینجوری میشه که تو حوصله نداری و من ناراحت میشم و دعوا میشه

پس پاشم برم که به اونجاها نرسه

اما این خیلی بی انصافی بود...من داشتم سعی میکردم هم کلامت شم

به خودتم که چیزی نگفتم

تازه ظهر با فکر اینکه شاید بشه بریم نمایشگاه کتاب چقد ذوق کردم

اممم

امم

و امروز اولین نامه م به تو رو نوشتم

عنوان این نوشته هم دلیلش همون نامه س

هیچ حسی در تو ایجاد نکرد اینقدر فکر و نقشه و تلاش و نگارش

بدم میاد که هیچوقت

هیچ چیز من

نمیتونه تورو به وجد بیاره

ایشالا فردا بهتر شی

ایشالا خوب خوب خوب باشی :***

منم با خودم و دنیا و ....کنار میام

دوووست دارم خل

هعییی

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 1:38 توسط امیر |
دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: جمعه 12 خرداد 1396 ساعت: 22:36

صفحه بندی