الانم منتظرم که خبر بده من باید برم بیرون بهش برسم یا میاد دنبالم بریم بیرون
قبل افطار میخواستیم بریم از ساعت 5 گوشیشو جواب نمیداد هی میگه درگیرم درگیرم
الانم حقیقتا نمیدونم برنامه چیه :))
خببب
تو این فاصله بگم که روزای خوبی داریم حقیقتا
باهم خوبیم و باهم خوبیم
ینی هم رابطه مون باهم خوبه هم باهم رابطمون با بقیه :))
دیروز تولد عماد بود
چقد چرت گفتم و چقد هرچند هیچکاری نکردیم به من خوش گذشت خلاصه
هرچند تهش از یه حرف عماد ناراحت شدم که نه خودش میدونه چی بود نه بقیه میدونن و نه به روش آوردم :)) ولی گفتم اینجابنویسم
دیروز یه "بمیر بابا " هم به ز.پ گفتم که خیلی بد بود:)) امیدوارم ناراحت نشده باشههه
ب.ص هم میگه میخواد دوباره به آغوشمون برگرده :))
امممم
جمعه هم تولد متینه
چی بگیریم
چی بپوشیم
چیکار بکنیم
اصا نمیدونم و یکم دوس نداشتم اینقد نزدیک باشه :)) با آدمای جدیدی که نمیدونم کی هستن و فازشون چیه
"الان اس داده که دارم میام میشه؟ " :)))
امروز یکساله هم شدیم
ینی فیسبوک یادآوری کرد که یکساله شد رفتنمون به خریدن آلبوم امیر بی گزند و شنیدنش باهم و خوبی های اون روز ....
خوشحالم
دوسش دارم
امیدوارم زندگی همه شاد باشه
بوووس :))
ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 123