رفتار عجیب تو

خرید بک لینک
این مقدمه ی کلیشه ای پر تکرار شاید در 23 سالگی خیلی مناسب نباشه اما میگمش :))

اممم

ینی کلا این کلیشه که "خوب بودم هاااا تا همین اتفاق لعنتی افتاد و خراب شدم " :))

ولیییی

امروز صب به پ.گ مسیج دادم حالشو پرسیدم،احساس کردم خیلی بی معرفتیه هیچی نگم

بعددد

پرسید چطوری؟ گفتم عالییی.خیلی خوبب.گفت ایول چه با انرژی....

بعدش رفتم تمرین پرشین.با مجتبی که داشتیم وسایل رو میاوردیم بذاریم تو ماشین گفتم هعییی دنیا

گفت چرا ناله میکنی؟ گفتم نههه ناله نیسیت به طرز عجیبی روزام قشنگه....گفت ایول خدارو شکر

میخوام بگم حالم خوب بود واقعا

این روزا (که نمیدونم چند روز بود.شاید 3 روز) خیلی عجیب و عمیق و بیشتر و بیشتر دوسش داشتم پ رو

روزی شونصد تا مسیج میدادم که دووست دارم .... و همه ش یه حالی داشتم که نمیدونستم چیکار کنم

از همون حسا که میخواستم تیکه تیکه بشم براش

میخواستم یه کار بزرگ بکنم براش

همین که پیشم بود و دستاش بود و صداش بود و خنده هاش بود خب دنیام قشنگ بود

خیلی قشنگگگ

اما امشب

بهش گفتم دارم با مامانم دعوا میکنم

بعد که برگشتم سر یه چیز فوق العاده مسخرهههههه

حتی بهش گفتم شوخی دارم بکنم؟ گفت بکن

بعد از همون شوخی ناراحت شد

بعد قهر کرد رفت خوابید.

جدا از اینکه به طرز مسخره ای حتی واسه شوخی کردنم اجازه گرفتم

و میدونست ناراحتم و خب در بهترین شرایطم نیستم

نمیدونم چرا تمایل داشت اینجوری بره.چرا همیشه تقصیر منه

چرا اون آدم بی بشعور بی فهم همیشههه منم و همیشههه اون رفتاراش درسته؟

حالا اگه خودش ناراحت بود....

چند وقت پیشم همین کارو کردی پ!

بهت گفتم من حالم خوب نیست دعوا کردم،برو بخواب که دعوا نشه

گفتی نه عزیزم قربونت بشم فلان بشم من هستم پیشت

بعدم از حرفم ناراحت شدی قهر کردی رفتی خوابیدی

قبول که من اگه ناراحتم غلط میکنم باعث ناراحتی تو بشم

ولی تو

(همین الان یه اموجی بوس دادی :)) جز گریه چیکار میتونم بکنم ....)

ولی تو

خب حاجی اصا به فرض رفتار من بد

اصا شوخی هم نبود

اجازه هم نگرفتم

فحش ناموسی هم دادم بهت

اگه رفتارم درست میبود که دیگه اسمش نمیشد حال بد.من حالم بد بود

درکت از حال بد من چی شد پس

تا وقتی قربونت بشم و فدات بشم و عزیزم و اگه من باشم بهتری بمونم میگی که من قربون صدقه ت برم؟

ینی حتی نمیتونم اسمشو تحمل بذارم

اسمشو میذاشتم هم قدم بودن

اهههه لعنتی

قلبم درد میکنه الان

ازون دردای بد لعنتی همیشگی

ازین اموجی بوست متنفرم الان

گریه میکنم الان برای اینقدررر هم قدم نبودنت

برای اینقدر یه طرفه بودن این رابطه

که حتی نمیتونم بهت بگمش

که اگه بگمش باز قهر و اگه نمیخوای نمون و اینا

آه پری آه

میخوای بگی من لیاقتشو دارم با کسی باشم که بیشتر از اینا دوسم داشته باشه

چون دوست داشته شدن برام مهمه؟

من فقط میخوام تو بیشتر دوسم داشته باشی

بد شد آخرش

آخر این روزای خوب خیلی بد شد

دلم شکسته

خوب میشه.انقد دوست دارم که صب با اولین فرصت با تو بودن بال درمیارم

به همه ی مزخرفات اینجا میخندم

دیدنت میشه اتفاق فوق العاده خوبم

ولی بد شد که دلمو شکستی

بد شد....

دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 126 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 10:21

صفحه بندی