ملالی نیست جز دوریی

خرید بک لینک
دیروز با عماد رفتیم پارک راه رفتیم حرف زدیم

هوا سرد بود خیلی چسبید

پارک هم طبق معمول پاییز هاش خیلی قشنگ شده

چمنای سبز و برگای زرد....ترکیب رنگ قشنگی دارن

دم غروب هم هوا بیشتر میگیره ابری هم که بود دیروز اصا یه وضعی...

یه دوری زدیم یکم حرف زدیم .امروزم صب عماد رفت نیشابور

دیگه دور جدید سفراش شرو شده و گفت تا 30 آذر همه ش باید بره و بیاد...

اممم دیگه چی...

آها

دلم واسه خیلی از دوستام تنگ شده.خیلی ارتباطاتم با ملت کم شده

مثلا مرحوم م.آ که نفهمیدم چرا مث گاو یهو مسیج داد خدافظ و بعد یا منو بلاک کرد یا حذف اکانت کرد

چند وقت بعدشم یه شب مسیج داد که ماه خیلی قشنگه ببینش،منم جواب ندادم

خلاصه که دلم برای دوستایی تنگه که در ارتباط نیستم یا کم هستم باهاشون

بعد....

آها

دیشبم پر رسید.خدارو شکر بخیر گذشته بود و راحت رد شده بود

ولی من کلی نگران شدم.آخه با محاسبات من باید 10 میرسید

ساعتای 1.30 بود که مسیجمو سین کرد فهمیدم رسیده

تا حدودای 3 حرف زدیم بعد گفت برو بخواب من بیدارم هنوز و فلان :))

منم صب ساعت 9 پاشدم که حرف بزنیم باز ولی خوابش برده بود

باید اینترنت همراه بگیرم این روزا که وقتی بیدار میشه حرف بزنم باش

اممم

کلاس امروزمم نرفتم

این کلاسه منو میبازونه آخر (چه فعل شاخی :)) )

اممم

دلم براش تنگ شده خیلی

زود برگرده و سالم

بوس بوس :))

دست و دلنوشته های ممنوعه...

ما را در سایت دست و دلنوشته های ممنوعه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 120 تاريخ: جمعه 28 مهر 1396 ساعت: 4:03

صفحه بندی